ازادي مطلق درشهرما بيداد ميكند!
دیکتاتور و سرنیزه همدیگر را ساپورت می کنند
دیکتاتورها را از کارخانه جور و جفا کپی کرده اند
دیکتاتورها از هم درس می گیرند اما عبرت نمی گیرند
فیلم "دیکتاتور عبرت بگیر" در شهر اکران عمومی یافت
برای دیکتاتور متاسفم تمام دیکته هایش صفر است
هر دیکتاتوری که اوت می شود ملتی را شاد می کند
تنها کسی که به ما امان نمی دهد عزرائیل است.
جور عزرائیل به از بیداد زمانه
مرگ فرا می رسد بدون هیچ تعارفی
قظره های اشک ، صفحه صورت را تزئین کردند
دل دردمند را با آه میانه ایست
قضاوت ناعادلانه و اشك دل ، مراسم امروز دادگاه زندگيست
چشم ابريست كه بارانش اشك نام دارد
درياي از اشك به مقابله دريا مي رود!
تنها اشك چشم ، راز دل را يافته است
برق چشمان تو لبخندي است كه چشمان بي روحم را مغلوب مي كند
مرگ ناباورانه تو را با جای کوچکی به اسم قبر اشنا می سازد تاریک است و رویش را با خاک می پوشانند یک اگهی تسلیت باید بدهیم کسی باورش نمی شد دایی مرد و کلاغها به طرز ناهنجاری اواز می خواندند. من نگران مرده هایی هستم که دلشان می خواست زندگی کنند و فکر نمی کردند به این زودی باید بروند . تو از فشار قبر می گویی تو از خرما و از حلوا می گویی من دلم برای مرده ها تنگ می شود دیگر نمی توانم داییم را دوباره ببینم مجلس ختم برگزار می شود مرده ایا نظاره گر است ؟ کاش مرده می توانست از خود دفاع کند فریاد می زد .ادمی که دیروز زنده بود حال دیگر مرده خطاب گرفته است خودش در قبر خوابیده است و وسایلش بدون او زندگی می کنند. رادیو کوچک دایی من هنوز کار می کند شاید تا سال ها هم کار کند. از فشار قبر بگو اره همه چیز با مرگ که تمام نمی شود می شود ؟ چرا پس کسی درس عبرتی نمی گیرد .مرگ مال همه است اما تا نرسد باورش نمی کنی
من خسته ام یک لیوان اب برای رفع تشنگی کفایت نمی کند عرق ریزان به من نزدیک می شود و من به پایان جاده نگاه می کنم. نه نه چه کسی می گوید تا خط پایان باید رفت .دیدی توپ وارد دروازه شد و کار تیم آرژانتین به پایان رسید اما من از انتظار خسته ام .مادربزرگ وقتی خسته می شد، می گفت : دردم گران است .
